چراغ
2008/9/5 10 AM
تو مد پرستی اما من یه چراغ نفتی
وقتی شدم قدیمی منو گذاشتی رفتی
به من می گفتی سربار دادی منو به سمسار
اون همه خدمت من نمونده یادت انگار
یاد می گیرم صبر و از گلدونای عتیقه
تا حس کنم گذشت سالو مث دقیقه
یه روز میاد اون که با پری نمیزنه مو
به کوری چشم تو می شم چراغ جادو
با اولین آرزو کفرتو در میارم
بر می دارم تو رو تو عصر حجر میذارم
اونجا دیگه غرورت میشکنه مثل شیشه
حک میشه توی چشمات خنده ی من همیشه


